الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
396
الغدير ( فارسي )
كه نسبت به آن زبان بنكوهش دراز كند ، چه اينهمه كتب شرح حال رجال همه پر از توصيف آنها است بهر ثنا خوانى و ستايشگرى . مضافا بر مزيّتى كه اين حديث دارا است يعنى اشعار آن به نزول آيه كريمه * ( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ . . ) * در روز غدير خم كه مؤيد و پشتى بان احاديث گذشته است كه تصريح به اين امر دارند ، و در ميان راويان آن افرادى مانند طبرى و ابن مردويه و ابى نعيم و خطيب و سجستانى و ابن عساكر و حسكانى و نظاير آنان از پيشوايان و حفاظ وجود دارند ، بصفحات 115 - 126 مراجعه نمائيد . اكنون كه اين امر بر تو ( خوانندهء ارجمند ) آشكار و مدلَّل شد ، با من بيا تا مطالب ابن كثير را مورد بررسى قرار دهيم كه در پيرامون اين حديث گفته : ( 1 ) و چنين پنداشته كه اين حديث ناشناس و بلكه دروغ است ! ! باستناد روايتى كه بدست آورده حاكى از اينكه اين آيه در روز عرفه موسم حجة الوداع نازل گرديده ! ! و راستى جاى شگفتى است كه كسى قطع حاصل نمايد به ناشناس بودن يكى از دو گروه و دو دسته ( از راويان ) در روايات متعارضه در حالى كه هر دو در صحّت همانند و برابر با يكديگرند ! كاش ميدانستم كه در كفّهء مقابل حديث ( مورد نظر ) ما كدام مرجّح وجود دارد كه صحت آن را ترجيح دهد و چه امرى كفّهء جانب اين حديث را سبك نموده و موجب عدم اعتدال در ميزان گرديده ؟ با امكان معارضهء ابن كثير بمانند گفتارش دربارهء جانب ديگر براى مخالفتى كه با آنچه ما دربارهء نزول آيه كريمه ثابت نموديم دارد ؟ ! و آيا براى اين پندار ابن كثير مجوّزى پسنديده وجود دارد ؟ غير از اينكه او ميخواهد قرآن كريم را از اين نباء عظيم ( امر ولايت و امامت ) منحرف و جدا سازد ؟ ! اگر نه چنين است ؟ براى ابن كثير هم امكان داشت كه مانند سبط ابن جوزى در تذكره اش ص 18 او هم نزول آيه را دو مرتبه احتمال دهد كما اينكه ( تكرار نزول ) در مورد بسمله و آيات ديگرى
--> ( 1 ) در اين گفتار خود بطوريكه از مندرجات جلد 5 تاريخش صفحه 214 معلوم مىشود از ذهبى تقليد و پيروى كرده !